عبد الحي حبيبى

568

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

جنگى مىآموختند ، كه عربها ايشانرا مودب الاساوره گفته‌اند ، و اين آموزگاران لشكرى بشهرها و روستاها ميرفتند ، تا ابناء قتال را بسلاحشورى و انواع آداب آن مشغول دارند . « 1 » وضع لشكرى و نيروى نظامى شاهان داخلى افغانستان با وجود ملوكى طوايف و عدم تمركز در اوايل ورود اسلام قوى بود ، و سوابق روشن لشكركشىها و تشكيلات قديم نظامى كه درين كشور وجود داشت ، هر يكى از شاهان محلى را آنقدر نيرومند ساخته بود ، كه از سرزمين خويش با شجاعت و جلادت دفاع ميكردند ، چنانچه در سطور سابق نيروى لشكرى پادشاه باميان را در حدود 109 ه 727 م از قول زاير چينى روشن ساختيم . تعبيهء جنگى رتبيل : در قرن نخستين اسلامى هنگاميكه لشكريان فاتح عرب بسرزمين سيستان و زابلستان رسيدند ، درينجا پادشاهان سلسلهء رتبيل حكم ميراندند ، و مدتهاى زياد با فاتحان عرب پيكار و مقاومت ميكردند . اين مردم در جنگ و دفاع از كشور خويش ترتيب خاص جنگى داشته‌اند ، كه بارها لشكرهاى عظيم عربى را درينجا محو و نابود كرده بودند . در سنه 78 ه 698 م از طرف حجاج حكمران اموى خراسان ، عبيد اللّه بن ابى بكره با لشكريان عربى بر بلاد رتبيل حمله كرد ، و غنايم فراوان گاو و گوسپند و اموال ديگر را بگرفت و قلعه‌ها و حصن‌هاى اين سرزمين را ويران كرد ، اما رتبيل و رعاياى او كه در امور جنگى تعبيهء خاصى داشتند ، اراضى خود را يكى بعد ديگرى تخليه كرده و بدشمن گذاشتند و خود ايشان در كوهسارها و گريوه‌ها پنهان نشستند . چون لشكريان عرب از شهرها برامده و هژده فرسخ پيش رفتند ، آنگاه لشكريان و رعاياى رتبيل پيش روى ايشانرا در مضايق و شعاب بگرفتند ، تا كه ابن ابى بكره قوماندان عرب ، اكثر سپاهيان خود را از دست داد و مجبور گرديد تا هفت صد هزار درهم را

--> ( 1 ) - نامه تنسر 16 و 57 طبع تهران 1311 ش و كارنامه اردشير بابكان 63 و 66 طبع تهران 1329 ش